سيد محمد كمره اى
129
روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )
[ نموده ] ، معلوم شد از سه روز قبل كه با شهناز الملك طرف شده ، ديگر نيامده . بعد درب دكان استاد حسين بناء قدرى صحبت . خانه آمده ، حاج جلال لشكر تشريف آوردند . احو الات كمره و حملات اشرار رجبعلى و سردار حشمت را به كمره نقل نمود كه موفق [ به انجام كارى ] نشدند ، اما اوضاع كمره مغشوش است . بعد اظهار داشت كه جعبه خودم را گفتهام بياورند كه محاسبات شما را باهم تفريغ « 1 » نمايم . بعد ايشان رفته ، نيم به ظهر تلگرافى آوردند كه هيئت اتحاد ملى در تلگرافخانه جمع و دو به ظهر مخابره حضورى با شما داريم . ديدم وقت حضور من گذشته ناهار قليه كدو و نان خورده ، بعد از ظهر بيرون آمده به مدرسه سيد ناصر الدين رفته ، آقا ميرزا اسماعيل چايى داد بعد اوراق تفتيش را گرفته ، بيرون آمدم . تلگراف از همدان به وزارت فوائد عامه رفته اوراق تفتيش و سه قران به جهت دو جلد مجله فلاحت كه بعد ديگر نياورند . بعد به تلگرافخانه رفته با همدان صحبت مىكردند . تلگرافى براى من آمده بود كه نصرت السلطان معاون حكومت سابق با اتحاد ملى كمال ضديت ، بازارها بسته شده ، به نظام السلطان مخابره كنيد كه امير همايون را معاون وزير داخله هم تأييد نمايد . من هم تلگراف را برداشته كه به توسط آقاى مرآت به رئيس الوزراء و وزير داخله ارائه و كسب تكليف [ نمايم ] . معلوم شد وزراء جلسه [ دارند ] و در امر اغتشاش سلماس و قتل دسته جلوها مشغول مذاكره ، حاج امامجمعه خويى هم آنجا است . بعد قرار شد مرآت موقع ملاقات مرا معين نمايد . خبرهاى سيد يعقوب از مهاجرين بعد بيرون آمده قبل از تلگرافخانه هم شكوه الملك را در راه ديده تعجب از تلگراف اقتدار نمود كه از من به توسط وزارت ماليه توصيه به ميرزا محسن نجمآبادى نمايم كه دزدىهاى ماليه نهاوند را موقوف نمايد . گفتم خودش اولى
--> ( 1 ) . اصل : تفريق .